داستان جین قاتل
خوب همون اوایل اسباب کشی خانواده جف ب محله جدیدشون با جینو خانوادش آشنا میشه و از جین خوشش میاد همون شبی که جف آتیش گرفت جین اونجا بودو ب اورژانس زنگ میزنه شبیم ک جف برگشت خونشون پدر مادر جف دعوتش کرده بودن خونشون ولی وقتی جین قیافه جدید جفو میبینه غش میکنه وقتی بهوش میاد میبینه رو تخت خودشه و ی نامه از طرف جف کنارشه نامه رو باز میکنه و توشو می خونه:مگه نمیخواستی بیای خونه ما؟
جین برمیگرده تو خونه جف ک یهو بیهوش میشه وقتی بهوش میاد میبینه جف بستتش ب صندلی و خانواده خودشو جف مردن جف رو صورت جین مواد شوینده می ریزه و باعث میشه پوستش سفید شه و یکم بد شه (خیلی ن یکم ینی بازم خوشگل بود-_-)جف بعد اینکه رو صورت جین مواد شوینده می ریزه زنگ میزنه آمبولانس و برای جین ی جعبه میفرسته وقتی جین جعبه رو باز میکنه ی نامه عذر خواهی از جف میبینه با ی چاقو و گلای رز مشکی و لباس و ماسک آخر نامه نوشته بود من میخواستم تو هم،مثل من خوشگل شی ولی گند زدم،چاقو رو هم گذاشتم چون میدونم،بر میگردی شب ک میشه جین لباسشو می پوشه و از بیمارستان فرار میکنه و می ره سر قبر پدر مادرش و قسم میخوره از جف انتقام بگیره
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 15:30 توسط galin
|
واقعا حوصله ندارم چیزی بتایپم